::..:: طاها شیخیانی ::..::

دست نوشته ها و خاطرات و برنامه هاي يك دانش آموز جنوبي

سینمای ملی داشتن یا نداشتن؟ ( تحلیل )
ساعت ۳:٤٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٧ 

مساله سینمای ملی چند سالی است که به عنوان اصطلاح جدید وارد ادبیات سینمایی کشور ما شده و بحث‌های گوناگونی درخصوص آن شکل گرفته است. درباره واژه‌های ترکیبی مثل سینما ماوراء، سینمای معناگرا، سینمای دینی و سینمای ملی مناقشات زیادی وجود دارد و هنوز اهالی سینما درباره این مفاهیم و مصادیق آن اشتراک نظر ندارند.

همایش سینمای ملی که از سوی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران به مدت 3 روز در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد، درصدد طرح دیدگاه‌های اصناف مختلف سینمایی درباره این مفهوم و مسائل آن بود.


مساله سینمای ملی چند سالی است که به عنوان اصطلاح جدید وارد ادبیات سینمایی کشور ما شده و بحث‌های گوناگونی درخصوص آن شکل گرفته است. درباره واژه‌های ترکیبی مثل سینما ماوراء، سینمای معناگرا، سینمای دینی و سینمای ملی مناقشات زیادی وجود دارد و هنوز اهالی سینما درباره این مفاهیم و مصادیق آن اشتراک نظر ندارند.

همایش سینمای ملی که از سوی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران به مدت 3 روز در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد، درصدد طرح دیدگاه‌های اصناف مختلف سینمایی درباره این مفهوم و مسائل آن بود.

اگر از مجموعه این مناظره‌ها و سخنرانی‌ها نتوان به مفهوم سینمای ملی دست یافت؛ دست‌کم می‌توان مناقشات و چالش‌هایی را که در این باره وجود دارد، بازشناسی کرد. این گزارش مروری اجمالی به دیدگاه‌های مختلفی دارد که در این همایش مطرح شده است.

محمدرضا جعفری جلوه، معاونت سینمایی وزارت ارشاد که در طرح و تبلیغ آن واژه نقش مهمی داشته است و حتی نام همایش از عنوان کتاب وی در همین زمینه گرفته شده است؛ هدف سینمای ملی را این‌گونه ترسیم می‌کند: هدف سینمای ملی نمایاندن ما به خود و جهانیان است و روایتگر قصه‌های ملی ما و بازتاب رفتار و عقاید ماست. برای شناخت سینمای ملی باید در ابتدا ما را شناخت.

BONA.IR

قطعا مهم‌ترین مفهومی که در نسبت با سینمای ملی مطرح است و شاید بیشترین مناقشه‌های تئوریک را دامن می‌زند بحث هویت باشد؛ چرا که اساسا کسانی که از سینمای ملی سخن می‌گویند، به دنبال هویت بخشی به این هنر صنعت هستند. هوشنگ مرادی کرمانی که بسیاری از منتقدان فیلم‌هایی را که از آثار او تهیه شده دارای هویت ایرانی می‌دانند، در این باره معتقد است: هویت ایرانی هویتی ماندگار و جاودانه است و این هویت می‌تواند در سینما نقشی اساسی و مهم داشته باشد. نویسنده قصه‌های مجید که شهید آوینی آن را نماد هویت ایرانی می‌داند، بی‌توجهی به زبان و ادبیات را در فیلم‌های ایرانی مورد نقد قرار می‌دهد و می‌گوید: واقعیت این است که زبان مادری ما بشدت در شرف نابودی و آسیب‌های جدی است و اولین قربانی این آسیب‌ کودکان و بچه‌های ایران زمین هستند. متاسفانه در همه جای این سرزمین کم‌کم لهجه و گویش تهرانی باب می‌شود. در رسانه‌های جمعی اصولا به لهجه‌ها اهمیتی داده نمی‌شود. اگر در فیلم‌ها و سریال‌ها از لهجه استفاده‌ای می‌شود، صرفا برای خنداندن است.

روزانه چندین واژه ناب و اصیل ایرانی در فیلم‌ها و نمایشنامه‌های ما از بین می‌روند. در ایران روزی 1500 واژه غربی وارد زبان فارسی می‌شود.

جواد طوسی، منتقد و نویسنده سینمایی در این‌باره می‌گوید: هویت ملی ما در بعضی مواقع تابع سیاست‌‌های جامعه است که از یک واژگان ایدئولوژیک تبعیت می‌کند. در سینما نیز شرایط همین‌گونه است که سبب می‌شود هویت نتواند هیچ‌گاه شکلی منسجم با فرهنگ ملی به خود بگیرد.

البته اندک آثاری بودند که توانستند با مدد از تیزهوشی خود به نحوی هویت ملی را در آثارشان معنا کنند.

بیضایی، کیمیایی، حاتمی و حتی حاتمی‌کیا یا ملاقلی‌پور از جمله این فیلمسازان بودند. این منتقد سینما در ادامه می‌گوید: برای درک بهتر باید گفت که فیلمسازی همانند علی حاتمی با حفظ سبک و میزانسن خیلی تیزهوشانه توانسته است، یک عبرت تاریخی را به بیننده منتقل کند، به طوری‌که در آن هویتی ارزشمند به چشم بخورد.

محمد‌‌رضا اصلانی، مستند‌ساز نیز درباره سینمای ملی به هویت در ساختار و فرم تاکید می‌کند و می‌گوید: علم بنیان تکنولوژی است و مختص به یک کشور یا گروه خاصی نیست، پس به کل بشریت تعلق دارد. وی می‌‌افزاید:‌ ابزار یا فناوری غربی یا شرقی نیست و این حرف بدون پایه است که فناوری مال کشور خاصی است. این یک برداشت سیاسی است تا علمی.

اصلانی این‌گونه ادامه می‌‌دهد: به مرور زمان خیلی از کشورها سینمای خود را از سینمای آمریکا جدا کردند و به این باور رسیدند که می‌توان سینمای مستقلی داشت.

یکی از نکاتی که در ارتباط با هویت سینمای ایرانی بر آن تاکید می‌شود، ادبیات ایران و اهمیت آن در سینمای ملی است.

اردشیر صالح‌پور، پژوهشگر و محقق می‌گوید: «بخش عمده‌ای از هویت ایرانی در ادبیات نهفته است: ایران از معدود کشورهایی است که ذوق و عوامل آشکار و نهان زمان شعر را به گستردگی داراست و به عنوان یک رسانه ملی و جامع آن را گسترده‌ است. سینمای ایران با داشتن شاعران مطرحی همچون خیام، حافظ و رودکی، باید بیش از دیگر کشورهای صاحب سینما به ادبیات بپردازد.»

منش ایرانی

دکتر جلال‌الدین کزازی هم در این باره می‌گوید: سینمای ملی سینمایی است که در ساختار و ذات ملی باشد. سینمای ملی سینمایی است که به لزوم داشتن ساختاری خاص، هر کس دهیچ نشانه و واسطه‌ای به ایرانی بودن آن پی ببرد.

یکی از نکاتی که در ارتباط با هویت سینمای ایرانی بر آن تاکید می‌شود، ادبیات ایران و اهمیت آن در سینمای ملی است
وی می‌افزاید: سینمای ملی سینمایی است که فردیت ایرانی سینماگر را به فردیت فراگیر ملی او پیوند بزند. همه ما فرزندان این سرزمین هستیم؛ اما هر کدام از ما یک ایرانی دیگر هستیم، چون هر کدام از ما می‌توانیم برداشت چگونگی خویش را از ایران داشته باشیم.

در تعریف مفاهیم کشداری مثل سینمای ملی گاهی تعریف سلبی بهتر می‌تواند به فهم درست معنی کمک کند، به این معنی که بگوییم سینمای ملی چه چیزی نیست. دکتر کزازی در این باره اشاره خوبی دارد و می‌گوید: سینمای سفارشی سینمای برنامه‌ریزی شده است و به هیچ روی نمی‌تواند سینمای ملی باشد؛ زیرا سینمای ملی محصول یک هنرمند است و هیچ هنرمندی نمی‌تواند آگاهانه و با برنامه‌ریزی به آفرینش هنری دست بزند زیرا یک آفرینش هنری، هنری است که ناآگاهانه و ناخواسته به وجود آید و اگر خواست ما از سینمای ملی این است که سینمایی ملی‌گرا باشد، ‌با پیش برنامه هرگز به سینمای ملی نخواهیم رسید. به نظر من باید نام سینمای ملی را به سینمای ایرانی تغییر داد.

مدیریت فرهنگی

اما سینمای ملی را از منظر برون سینمایی هم می‌توان تحلیل کرد. به این معنی که سینمای ملی صرفا به مباحث محتوایی و درونی وابسته نیست.

دکتر احمد الستی درخصوص سینمای ملی جهانی می‌گوید: کوشش سینمای جهان هرگز این نیست که به سینمای ما کمک کند. کوشش سینمای جهان این است که ما را به سمت الگوهای خود راهنمایی و جذب کند.

وی در ادامه گفت: این که سینما زیر نفوذ نهادها قرار بگیرد برای ایجاد یک وحدت کلی در داخل کشور هرگاه این اتفاق بیفتد در آن صورت زبان سینما زبانی دولتی خواهد بود، نه یک بیان ملی.

الستی می‌افزاید: همان طور که سینمای نازی‌ها یا سینمای استالینی به محض این که دولتی شد، دیگر سینمای ملی نبود، سینما باید متفرق شود و از حالت وحدت کلی به درآورده شود تا این سینما ملی و زبان خلایق مختلف ایرانی شود.

وی در ادامه می‌گوید: سینمای ایران سینمای تهرانی‌هاست و سینمای ملی نیست. فیلمسازان ما در تهران هستند و درباره تهرانی‌ها فیلم می‌سازند. ما درخصوص کردها و بلوچ‌ها و دیگر اقواممان چیز زیادی نمی‌دانیم.

سخن پایانی

برگزاری این همایش و طرح دیدگاه‌های گوناگون و متنوع در آن نشان داد که هنوز در معرض سینمای ملی شاخص‌ها و مولفه‌های مشترک و مورد توافقی وجود ندارد؛ اما در عین حال روشن شد که برای تعریف جامع سینمای ملی به چند عنصر مهم باید توجه داشت؛ زبان و ادبیات فارسی، هویت و فرهنگ ایرانی، منش و خصلت‌های ملی، دین و باورهای مذهبی و قومیت و اقوام محلی.با این حال تعریف دشوار سینمای ملی به عنوان محصول این تلاش ها مشخص نشد. گرچه مجموعه نظراتی که ارائه شد، چشم‌اندازی از سرنوشت این واژه‌ را رقم خواهد زد که آیا سینمای ملی داریم یا نداریم؟



/ انتهای پیام


کلمات کلیدی: